شهر الكترونيك مشهد

صفحه اصليارتباط با ما | چارت معاونتنقشه سايت | پرسش هاي متداول | گالري تصاوير| پست الكترونيك

 

در آغاز لازم ميدانم توجه حضار محترم را باين موضوع جلب نمايم كه عنوان اين سخنراني توسط اينجانب انتخاب نشده بلكه بوسيله مسئولان محترم انجمن برگزيده شده است. زيرا اگر من مي خواستم آنرا برگزينم با توجه به محدوديت زمان و وسعت موضوع چنين عنواني را برنمي گزيدم. همچنين لازم ميدانم بگويم علاقه داشتم بمن اين فرصت داده ميشد تا قبل از آنكه بخواهم درباره موضوع اصلي سخنراني به بحث بپردازم دربارة مفهوم استمرار در فرهنگ يك ملت مطالبي را عنوان سازم. زيرا كه جا دارد تا درباره مفهوم اين واژه تفاهمي دو جانبه بوجود آيد تا با آگاهي بدانيم وقتي كه از استمرار سخن مي گوئيم مرادمان چيست و اينكه اين استمرار را چگونه و از چه راهي بايد توجيه كنيم. بخصوص زمانيكه موضوع موضوع مورد بحث با دنياي هنر كه نقطه ثقل آن خلاقيت است ارتباط پيدا كند، توجيه دقيق امر ضرورت بيشتري پيدا ميكند. ولي با توجه باينكه وارد شدن در اين بحث نياز به فرصتي فراوان دارد مناسب ميبينم فقط باين نكته اشاه كنم كه بجهات فراوان ترجيح ميدهم بجاي كلمه استمرار دو واژه ‹‹سير و جريان›› را برگزينم و بكار گيرم. همچنين جا دارد يادآور شوم در بررسي سير و جريان فرهنگ مربوط بيك جامعه بايد توجه داشت كه اين سير و جريان در طول حيات ملت و مردمي كه در يك سرزمين با ويژه گيهاي معين زيست مي كنند روي داده است و سيماي زندگي آنها در هر زمان رنگ و بوئي خاص را عرضه ميدارد. بنابر اين زماني كه مي خواهيم سير و جريان امري را در حيات مردمي مورد مطالعه قرار دهيم ناگزير هستيم تا برتمامي رويداد ها و جريانهاي فكري، تغييرات اجتماعي وسياسي مردم آن سرزمين آگاهي كافي داشته باشيم زيرا كه تمامي عوامل اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي در شكل بخشيدن به ويژه گيهاي يك سرزمين دخالت كامل دارد. در مورد موضوع اصلي مورد بحث يعني شهرسازي و معماري اعتقاد من بر اين است كه اين دو پديده از نمودهاي زندگي يك جامعه بدور نيمتواند باشد بنحوي كه تمامي ويژگيهاي زندگي اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي يك جامعه در سيماي شهر سازي و معماري آن منعكس است. به بيان ديگر هنر معماري بيش از هر هنر ديگر در ارتباط مستقيم با تمام ويژگيهاي زندگي يك جامعه قرار دارد چنانكه از ديرترين روزگاران از زماني كه بشر براي در امان نگهداشتن خود ابتدائي ترين پناهگاهها را بوجود ميآورد و يا اينكه نخستين اجتماعات براي محل زندگي خود دست به ايجاد طرحهائي ابتدائي ميزنند، عوامل مورد بحث خود را بر پديده شهرسازي و معماري تحميل ساخته اند، بنابر اين به اعتقاد من عامل شهرسازي و معماري هيچ دوراني را بدون آگاهي كامل و همه جانبه بر چگونگي ويژه گيهاي زندگي اجتماعي، اقتصادي، سياسي و جهان بيني فرهنگي آن جامعه نميتوان مورد مطالعه و تجزيه وتحليل قرار داد. همچنين بايد گفت كه عامل شهرسازي و معماري گذشته از عواملي كه در پيش بآن اشاره شد به عوامل گوناگون ديگري نيز ارتباط دارد. كه از آنجمله ميتوان عامل موقع و محيط جغرافيائي ، شرايط اقليمي، آب و … را برشمرد.

- موقع خاص جغرافيائي و شرايط اقليمي عواملي هستند كه در فرم بخشيدن به شكل و فضاي معماري دخالت بسيار داشته اند. در مورد مسئله آب مايل بودم تا اين فرصت را در اختيار ميداشتم كه تنها دربارة رابطة اين پديده با موضوع شهرسازي و معماري صحبت كنم. زيرا كه عامل آب در فرم دادن به يك شهر، در جهت دادن به خطوط يك شهر و در فرم دادن بيك فضاي معماري و بالاخره طرحهاي باغ سازي دخالت فراوان دارد. از اينرو سرزمين هاي خشك و كم آب ناگزير از آنند تا با آگاهي كامل در زمينه موقع و ميزان منابع آبهاي موجود، در امر طرح ريزي نقشه شهر بمنظور بهره برداري موفق تر از منابع آب اقدام كنند. ايران را در ميان سرزمينهاي كم آب جهان ميتوان از جلمهل نقاط معدودي دانست كه معماران و شهرسازان آن با آگاهي و تسلط كامل توانسته اند بمنظور استفاده كامل از ميزان منابع ناچيز آب، دقيق ترين نقشه هاي شهرسازي و شبكه هاي آبرساني و مجموعه هاي معماري را طرح ريزي كنند. وجود عامل اختلاف سطح زياد ميان واحدهاي مسكوني و مجموعه هاي معماري شهرهاي قديمي ايران با كف خيابانهاي موجد شايد در برخورد نخستين براي بسياري غير قابل توجيه بنمايد، ولي در بررسي چگونگي و دليل وجود چنين اختلاف سطحي بروشني در مييابيم كه نقش عانل آب تا چه حد در آن مؤثر بوده است. چنانكه وقتي شاهكار شكوهمندي چون بناي مسجد آقا را در كاشان در سه سطح مختلف مي يابيم شايد در اولين برخورد كمي غير متعارف بنظر آيد ولي چون با كنجكاوي بآن بنگريم مشاهده خواهيم كرد كه چگونه معمار هنرمند اين اثر بمنظور دسترسي به آب روان در سطح بسيار پائين با مهارت و استادي خاص چنين طرحي را عرضه ساخته است. مسئله آب در ايران در امر باغ سازي و شبكه بندي هاي آن نقش اصلي را برعهده داشته است. امروز مشاهده طرح برخي از پاركهاي جديد با نقش هاي فانتزي و غير معقول روشنگر اين امر است كه طراحان اين پاركها كوچكترين آگاهي برضوابط و منطق باغ سازان كهن ايارن ندارند و دليل طرحهاي شطرنجي را در باغ سازي ايران نميدانند. باين نكته توجه نكرده اند كه چرا آبرا در جويهاي تنگ روان ساخته و سپس به پهنه هاي وسيع هدايت كرده اند و در عين حال كوشيده اند تا درختهاي بلند بر آنها سايه گستر باشند. تلاش معماران باغ ساز ايراني در استفاده از مخزن هاي محدود آب براي ايجاد پهنه هاي وسيع در كار باغ سازي منجر به خلق آب نماهائي با ويژه گيهاي خاص گرديده كه از نظر جنبه هاي فني بمنظور جلوگيري از هدر دادن آب داراي ارزشي خاص هستند.

- مصالح ساختماني خود يكي از مهمترين عواملي است كه در امر معماري دخالت دارد. معماري ايراني در طول تاريخ هيچ گاه بوضع اسف بار و غير منطقي سي چهل سال اخير خود در زمينه استفاده غير اصولي و ناموفق از مصالح ساختماني دچار نبوده است. معمار ايراني هميشه ميكوشيده تا شاهكار خود را با كمك مصالح مناسبي كه دسترسي بآن آسان و از نظر اقتصادي با صرفه باشد خلق سازد. از اينرو جز در برخي موارد استثنائي از كاربرد مصالحي كه جنبه فانتزي داشته و متناسب با شرايط اقليمي و امكانات اقتصادي جامعه نبوده هميشه خود را بدور نگهداشته است.

- عامل مذهب در بيشتر دورانها و در بيشتر سرزمين ها از عوامل مهم و اساسي و تعيين كننده قطعي در زمينه شهرسازي و معماري بشمار ميرفته است. قدرت اين عامل در برخي دورانها و مكانها تا حدي بوده است كه بسياري از عوامل مؤثري را كه در بالا برشمرديم نفي ساخته است در اينجا بعنوان مثال مصر كهن را مثال مي آوريم كه با توجه به شرايط اقليمي سخت، وجود آفتاب سوزان و گرماي شديد، ايجاب ميكرد تا خيابانها و شبكه هاي ارتباطي از عرض كمتري بهره مند باشند تا بناهائي كه در دو جانب آنها بنا ميگرديد بتواند عبور كنندگان را در سايه هاي خود پناه دهد. ولي بعكس شاهد آن هستيم كه عرض خيابانها در مصر دوران فراعنه به 60 متر ميرسد و اين چيزي نيست جز نشانة قدرت حاكم و مسلط مذهب در جامعه شهر نشين مصري. زيرا كه اساس امر مشاركت دسته جمعي و انبوه مردم در مراسم مذهبي معبد بزرگ است. از اينرو ميبايست شبكه هاي ارتباطي شهر خود را با اين مراسم تطبيق دهند تا انبوه مردم در زماني معين بتوانند خود را به معبد برسانند و در فاصله مدت كمي از معبد خارج شوند. 



 

تصويري از بناي شكوهمند مسجد آقا در كاشان. اين بنا كه متعلق به اواسط دوران قاجار است چه از نظر طرح كلي و چه از نظر نماسازي در چند سطح مختلف يكي از زيباترين و متناسب ترين بناهاي كاشان و به اعتباري ديگر ايران بشمار ميرود. از نكته هاي جالب اين بنا موقع و مكان صحن زيباس آنست كه بمنظور بهره مند گشتن از آب جراي در سطحي بسيار پائين تر از ورودي مسجد ايجاد شده است.

      

تصوير بخشي از باغ فين كاشان، بناي زيباي شتر گلوي شاه عباسي، آبنماي مقابل، نهر آب و فواره هاي سنگي ميان آن، باغ فين كاشان با توجه به آبنماها، نهرهاي زيباي آب، شتر گلوها و صفه ها و حوض هاي آب ميانشان يكي از جالبترين و چشمگيرترين مجموعه هاي باغسازي – معماري ايران در قلب يك ناحيه گرم و خشك بشمار ميرود

نماي يك بنادر روستاي زيبا و كهنسال ابيانه. يكي از ويژگيهاي اصلي و مهم معماري ابيانه را ميتوان استفاده آگاهانه و هنرمندانه از مواد و مصالح موجود در منطقه دانست

- زندگي اقتصادي و نوع معيشت : نحوه معيشت مردم و اوضاع و احوال اقتصادي هر منطقه و سرزمين بوضوح در فرم بخشيدن به مجموعه واحدهاي تشكيل دهندة يك شهر و شكل معماري و واحدهاي آنقشي مؤثر و قابل لمس داشته است. در اين مورد بجاي آنكه از نمونه هاي تاريخي شاهد مثال بياوريم بي مناسبت نخواهد بود تا موضوع دهكده سازيهاي چند سال گذشته در منطقه زلزله زدة بوئين زهرا را مورد مطالعه قرار دهيم. در اين منطقه تعدادي روستا با واحدهاي مختلف مسكوني و ديگر واحدهاي مورد نياز روستائي با مصالحي متفاوت با مصالح رايج در منطقه بنا گرديده و هزينه هاي بسياري صرف شد ولي زماني كه روستائيان را به اين دهكده ها باز گردانيدند در مدتي بسيار كوتاه تعداد بسياري از اين محل هاي مسكوني توسط روستائيان رها گرديد و آنها در فاصله اي نه چندان دور از اين مجموعه ها به برپا ساختن خانه هاي خشت و گلي با نقشه و طرحي متناسب با ويژه گيهاي زندگي خود و منطبق با نوع معيشت و كار توليدي شان اقدام كردند. معدودي نيز كه در آن خانه هاي ساخته شده (مهندسي ساز) باقي ماندند در تمامي جهات دست به تغييرات كلي زدند تا بدينوسيله اين واحدها را براي سكونت خويش مناسب سازند. دليل عدم پذيرش خانه هاي ساخته شده مهندسي از طرف مردم بدلايل خاص اجتماعي نبود بلكه عامل اصلي در اين نهفته بود كه اين واحدها با نوع معيشت و نيازمنديهاي آنها انطباق نداشت. خانواده ايكه تنها داراي يك گاو و چند گوسفند است و در واقع قسمتي از سرمايه اصلي خود را در آنها خلاصه مي بيند با توجه به تجربياتي كه از محيط زندگي خود دارد آماده نخواهد بود تا بخش عمده اي از سرمايه اش را در محلي دور از سكونت خود رها سازد. و يا آن گروه مردم كشاورزي كه بخشي از درآمدشان حاصل عرضه ساختن انگورهاي به نخ كشيده آخر تابستان است كه در پائيز و زمستان با قيمت مناسب به بازار عرضه مي كنند برايشان امكان پذير نخواهد بود تا انگورهاي به نخ كشيده را بزير سقف خانه هاي ساخته شده از بلوكهاي سيماني قرار دهند. اينها و بسياري نمونه هاي ديگر نشانه اي از عدم انطباق شرايط معيشت مردم با عامل مسكن بود كه منجر به رها ساختن بسياري از اين واحدهاي مسكوني و يا انجام تغييرات كلي در آنها، توسط كشاورزان ساكن در منطقه گرديد.

- جنبه هاي دفاعي موضع رابطه ميان فرم شهرها از نظر امكانات دفاعي بحثي است كه در طول تاريخ در مورد تعداد فراواني از شهرها صادق بوده است و ساكنان شهرها ميكوشيدند تا با توجه به موقع و مكان شهر خود با استفاده از عوامل لازم موقعيت مناسب دفاعي براي شهر خود فراهم سازند. توجه به جنبه هاي دفاعي شهرها هميشه در قبال تجاوز نيروهاي خارج از كشور نبوده بلكه از ديرباز در گيريهائي نيز ميان ساكنان نواحي حاصلخيز دشتها و برخي از نواحي كوهستاني وجود داشته است كه پرداختن باين مسئله خود نياز بفرصتي فراوان دارد.

- كوتاه سخن آنكه عوامل فراوان و متعدد ديگري هستند كه همه در امر شكل بخشيدن به فرم شهرسازي و فضاي معماري دخالت دارند ولي با توجه به فرصت ناچيزي كه در اختيار داريم امكان نخواهد بود كه يكايك آن عوامل را برشماريم و دربارة آن توضيحي كوتاه دهيم. آنچه نيز در اين مقدمه بيان گرديد باين نيت بود تا روشن ساخته باشيم اگر بخواهيم دربارة عنوان اصلي سخنراني به بحثي جامع بپردازيم بناچار مي بايست بتمام جنبه هاي مورد بحث و آنچه كه مجال پرداختن بآن نبوده است در بيان چگونگي سير و جريان اين پديده مورد بحث، توجه گردد و بآن پرداخته شود. بنابر اين اجازه مي خواهم تا وارد بحث اصلي خود شويم تا حداقل توانسته باشيم به بعضي زمينه هاي مورد نظر اشاره كنيم.



تصويري از حصار و برج و باروي سنگي آتشكده ‹‹آذر گشنسب›› يا تخت سليمان واقع در 42 كيلومتري تكاب. نمونه أي از حصار سازي دوران ساساني

شهرسازي: در مورد موضوع شهر سازي در ايران ضرورت دارد تا بگذشته دور برويم يعني بايد بزماني حدود هزاره سوم قبل از ميلاد عقب برويم و دست كم باين مسئله اشاره كنيم كه از اواخر هزاره چهارم وهزاره سوم ببعد در ايلام به استناد مدارك باستان شناسي شاهد وجود شهر بمفهوم كامل كلمه و در ابعادي بسيار گسترده هستيم. همچنين در جانب شرقي ايران كشف ‹‹ شهر سوخته›› در نزديكي زابل نشانه ديگري است از وجود شهر و بافت شهري در ايران باستان. پس از آن از دوران اشكاني ميتوان بعنوان دوراني ياد كرد كه از آن زمان يك حركت چشم گير در زمينه ايجاد شهرهاي جديد آغاز ميگردد. در مورد بي منطق بودن نوشته برخي از مورخان كهن كه پايه گذاري هفتاد شهر را در ايران باسكندر نسبت داده اند ترجيح ميدهم بدان نپردازم زيرا اگر نظر كساني را كه معتقدند اسكندر در طول كمتر از هفت سال توانسته است سرزمين هاي واقع ميان يونان و ايران و سراسر ايران وبخشي از هند را تسخير سازد بپذيريم، ناچار بايد بپذيريم كه اسكندر جز آنكه در تمام طول سفر فاتحانه اش پاي در ركاب داشته باشد و در صحنه هاي نبرد باشد ديگر فرصتي براي ساختن هفتاد شهر برايش باقي نمي مانده است.

در دورة سلوكيها نيز بايد بپذيريم كه آنها نيز آنقدر در گيري داشتند كه جز ايجاد ساخلوهاي نظامي و واحدهاي كوچك شهري در مجاورت شهرهاي بزرگ به خلق واحد بزرگ ديگري جز در دو، سه مورد، دست كم باستناد مدرك باستان شناسي توفيقي نيافته اند.

دور نمائي از شهر كاشان در قرن هفدهم ميلادي. اين تصوير از كتاب جهانگرد معروف ‹‹اولئاريوس›› گرفته شده است.

در اين تصوير آنچه كه بيش از هر چيز جلب نظر ميكند برج و باروي جالب شهر است كه امروز بدبختانه بخش ناچيزي از آن برجاي است كه نسبت به حفظ و نگهداري آن نيز اقدامي انجام نميگيرد.

نكته جالب درباره حصار مزبور شباهتي است كه بين آن حصار و تخت سليمان (تصوير شماره 5) از عهد ساساني وجود دارد.

و اما دوران ساساني، در اين دوره حركت آغاز شده از زمان اشكاني در زمينه ايجاد شهرها با سرعت بيشتري ادامه مي يابد و شهرهاي فراوان ديگري بوجود ميآيد. چنانكه مورخان به تفاوت بنياد نزديك به پنجاه شهر را به دوران ساساني با ذكر نام و موقع نسبت ميدهند. اين فعاليت ها بيشتر به زمان اردشير، شاهپور و خسرو نسبت داده شده است. شهرها در زمان ساساني با توجه به اوضاع سياسي ، اجتماعي و اقتصادي زمان اغلب از يك طرح خاص پيروي مي كنند و از يك نوع سازمان قابل توجهي برخور دارند. از جمله آنكه در اين دوره شهرها به محله هاي مختلف تقسيم ميشوند. و هر دسته از پيشه وران در محله معيني سكونت دارند. امري كه با جزئي تغيير بدوران اسلامي منتقل و ادامه مي يابد. چنانكه در اكثر شهرها شاهد راسته ها، محله ها و گذرها هستمي و حتي در دهات بزرگ با چنين امري برخورد مي كنيم و مي بينيم كه چندين محله با نامهاي مختلف وجود دارد و زماني كه به بررسي دقيق مي پردازيم مشاهده مي كنيم كه اين محله ها به گروهها و جوامع متفاوتي تعلق دارند. اين تفاوت ممكن است مربوط به عامل قبيله اي، مذهب، نوع فعاليت توليدي، ميزان درآمد و نظاير آن باشد. در دوره ساساني شكل شهرها از دو فرم كلي خارج نيست، يا داراي طرح مدور هستند و يا داراي نقشه مستطيل، با در نظر گرفتن اختلاف سطح زمين منطقه. براساس ديد و اعتقادي خاص شهرها داراي چهار دروازه بوده اند كه به چهار سوي جهان گشوده بوده است. اكثر شهرها چه در دوره اشكاني وچه در دوره ساساني از اين امر تبعيت كرده اند. شكل بافت كلي شهرها و موقع واحدهاي عمده وشبكه هاي ارتباطي آنها در دوره اشكاني و بعد ساساني كم وبيش همان چيزي است كه تا مدتي نيز در دوره اسلامي گاه با برخي تغييرات شاهد آنيم. 



تصوير هوائي از مجموعه صحن مطهر حضرت رضا (ع) در شهر مشهد. اين تصوير مربوط به سالها پيش و قبل از ويرانيهاي اخير گرفته شده است. چنانكه ملاحظه ميگردد مجموعه واحدهاي معماري وابسته به صحن مطهر با نقش هاي مختلف: مذهبي – آموزشي – اجتماعي – اقتصادي و … كه در طي سده هاي مختلف ايجاد شده اند همگي در ارتباطي منطقي با يكديگر بافتي همگن را ايجاد ساخته بودند كه بيش از هر چيز با فضاي خاص مجموعه و زندگي كه در آن جريان ميداشت در رابطه بود. اين تصوير همچنين گوياي آنست كه هسته مركزي شهر مشهد را مجموعه واحدهاي وابسته به حرم مطهر تشكيل ميداده و شهر برگرد اين هسته ابعاد و رشد يافته است.

تصويري از معبد چغازنبيل بزرگترين زيگورات شناخته شده متعلق به هنر دوران ايلامي (قرن سيزدهم پيش از ميلاد) . اين زيگورات مهمترين بناي شهر ‹‹دوراونتاشي›› را تشكيل ميداده و بعلت اهميت و اعتبار مذهبي خاصش مركز يا قلب شهر را در بر ميگرفته است.

تصويري از برج و باروي يزد مربوط به قرن پنجم هجري و دوران ‹‹ كاكويه›› ها كه با وجود تجاوزهاي بسيار هنور بخش قابل توجهي از آن برپا است.

و آن عبارتست از يك كهن دژ در مركز شهر كه داراي موقع نظامي ممتازي است. بطور معمول حاكم و معتبرترين شخصيت شهر در اين محل سكونت داشته است. پيرامون كهن دژ، شهر بمفهوم واقعي گسترده بود كه در دروة ساساني بنام شهرستان از آن ياد ميشده است. در دور اين قسمت شهر باروي ديگري قرار داشته و در بيشتر موارد در پشت آن منطقه زراعي واقع بوده كه برخي از مساكن روستائي را در بر ميگرفته است. اين فرم را ما نخست در شهر اشكاني نسا مربوط به سدة سوم پيش از ميلاد مشاهده مي كنيم و تقريبا" با جزئي اختلاف همين طرح تا مدتي در دوره هاي اسلامي ادامه پيدا ميكند.

مسجد قلب شهر: در دوره اسلامي در شهر پديده جالبي بوجود ميآيد كه در دوره ساساني شاهد آن نيستيم. ولي باعتقاد من در دورة ايلامي شاهد چنين پديده اي هستيم و آن عبارتست از مسجد جامع كه هسته مركزي شهر را تشكيل ميدهد. بخصوص اين امر در مورد شهرهائي كه در دوران اسلامي پايه گذاري شده اند بخوبي بچشم ميخورد. در اينجا لازم ميدانم توجه حضار محترم را باين نكته جلب سازم كه بين قرنهاي سوم تا ششم هجري با يك دوران شكوفائي از نظر شهر سازي برخورد مي كنيم در طي اين زمان يا شهرهاي قديم گسترش مي يابند و يا شهرهاي جديد پايه ميگيرد. وقتي شهرهاي جديد بوجود ميآيد قلب شهر را مسجد تشكيل ميدهد مسجد در اين دوران نهادي است كه كليه فعاليتهاي مربوط به مردم شهر را در برميگيرد. مسجد تنها محل عبادت نيست. بلكه نقشي بسيار وسيع را برعهده دارد. چنانكه بخشي عمده از فعاليتهاي سياسي در آنجا ميگذرد. حاكم شهر بايد بعد از نماز روز جمعه در آنجا خطبه بخواند و در حضور جمع صحبت كند و خط مشي سياسي خود را روشن سازد.

تصويري از گنبد با شكوه نظام الملك در مسجد جامع اصفهان از آثار قرن پنجم هجري. خلق شاهكاري اينچنين تنها بمدد گامهاي بلندي كه از دوران اشكاني و بعد ساساني در برپا ساختن گنبد بر فراز طرح هاي چهار ضلعي چون: فيروز آباد – سروستان ونظاير آن برداشته شده بود ميتوانست ميسر باشد. برشي از كوشك شاهي سروستان از آثار دوران ساساني. در بناي اين كوشك چون قصر فيروز آباد تالارهاي وسيع چهار گوش را با گنبد پوشش كرده اند.
انتقادات مردم در آنجا عنوان ميشد، تبادل نظر در زمينه مسائل سياسي، اجتماعي و مسائل مربوط به شهر در اين محل بين مردم صوت ميگرفت، برخي مبادلات در سطحي بخصوص در حول و حوش مسجد صورت مي پذيرفت.مساجد در بيشتر موارد كتابخانه هاي بزرگي را در برميگرفته اند. از ياد نبريم كه در قرن چهارم مقدسي دربارة كتابخانه مسجد جامع اصفهان مي نويسد كه تنها فهرست كتابهاي آن در ده جلد گردآوري شده بود. او همچنين اين مسجد را بعنوان يك مركز بزرگ فعاليت علمي در تمامي زمينه ها معرفي مي كند چنانكه شعرا در آنجا بمشاعره مي پرداختند، فضلا و ادبا جلساتي تشكيل ميدادند وبه گفت و شنود مي نشستند و بالاخره در زمينه مباحث فلسفي و موضوعهاي مذهبي جلسه هاي متعدد در آنجا برپا ميگشت. به بيان ديگر مسجد در گذشته حيات داشت، روح داشت و در عمده فعاليتهاي وابسته به زندگي مردم مشاركت مي جست وچون امروز مساجد سوت و كور نبوده اند و تنها جمعي از پيرزنان و پير مردان را كه براي انجام فرايض مذهبي بآن روي ميآوردند در بر نميگرفت. سخن درباره شهر و شهرسازي در دوران اسلامي بحثي بسيار وسيع است كه بي شك پرداختن بدان از نظرگاههاي مختلف نياز به فرصتي فراوان دارد كه از حوصله چند جلسه و چند گفتار خارج است. از اينرو ما نيز در اينجا سخن درباره اين موضوع را بپايان ميبريم و مختصري درباره عوامل شكل دهنده معماري ايراني در طي اين دورانها سخن نخواهيم گفت.

تصويري از ايوان بزرگ قصر فيروز آباد از آثار آغاز دوران ساساني.

نشانه هاي كاربرد ايوان را در معماري دوران اشكاني شاهد هستيم. اين پديده جالب در تمامي دوران ساساني نيز مورد استفاده قرار گرفت و سپس به معماري دوران بعد از اسلام انتقال يافت و بعنوان يكي از چشمگيرترين بخشهاي آثار معماري شكوهمند اين عصر درآمد.

درباره معماري: با جرأت بايد بگويم كه بخش عمده اي از پديده ها كه در عالم معماري با آن برخورد ميكنيم به دليل مدارك و اسناد موجود، در فلات ايران خلق شده اند. اميد دارم آنچه كه بدان اشاره كردم بعنوان يك شعار تلقي نفرمائيد زيرا كه من هميشه از شعار دادن بيزار بوده ام.

ميدانيم كه هميشه مغرب زمين به معماري گوتيك فخر كرده است و به اعتباري مهم ترين شاهكارهاي هنري معماري مغرب زمين باين سبك تعلق دارد، از جالب اينكه معماري گوتيك را ملهم از معماري ايراني ميدانند.

- درباره پديده هاي معماري كه در ايران پيش از اسلام آفريده شده و طي قرنها تحول و تكامل يافته و به ديگر سرزمين ها انتقال يافته ميتوان برخي نمونه هاي زير را ياد كرد.

كاربرد انواع قوسها و از آنجمله طاق ضربي از حدود هزاره دوم پيش از ميلاد در امر پوشش فضاهاي معماري پديده ارزنده ايست كه در اين سرزمين بنياد گرفته است.

خلق گنبد بر روي پايه چهار گوش از ابتكارات استثنائي است كه در اين سرزمين بوجود آمده و منشاء دگرگوني اساسي در كار معماري جهان شده است. بكار گرفتن ستون اگر چه در سرزمين هاي ديگر نيز سابقه اي طولاني دارد ولي بآن گونه كه در ايران بكار گرفته شده به اعتباري يك مورد كاملا" قابل توجه و استثنائي است. چنانكه وقتي در فضاي يك چهل ستون ايراني چه در دوره ماد و چه در دوره هخامنشي قرار ميگيريم، فضائي بسيار متفاوت با يك چهل ستون مصري يا يك بناي ستوندار يوناني را احساس ميكنيم.

تصوير ديگري از مسجد جامع اصفهان. در اين عكس در جلو نماي شمالي صحن با ايوان پرشكوه آن و در پشت گنبد خاكي يا ‹‹ تاج الملك›› مشاهده ميگردد. تركيبي جلب از كاربرد ايوان و گنبد با الهام از دوران ساساني
نماي ايوان اصلي مسجد جامع اردستان. كاربرد ايوانهاي باشكوه در نماي اصلي بناهاي دوران بعد از اسلام نمودار چشمگير ديگري است از ادامه پديده هاي معماري پيش از اسلام ايران كه معماران هنرمند و آگاه زمان آنرا از درون قصرها بيرون كشيده و در جلوه بخشيدن هر چه بيشتر به خانه خدا بخدمت گرفته اند.

در چهل ستونهاي ايراني با توجه به جنبه ههاي فني امر در زمينه رعايت تناسب ميان قطر ستون و فاصله دو ستون از هم، تناسب ميان قطر ستون و كشيدگي آن، بافضائي وسيع و قابل استفاده و در عين حال روشن و باشكوه و شاد مواجه هستيم.

- پديده ها و عوامل معماري كه در دوران بعد از اسلام بخدمت گرفته شده اند به اعتباري تمامي آنها در دوران قبل از اسلام بوجود آمده و در طي دوران بعد از اسلام با تجربياتي كه بر روي كاربرد آگاهانه تر آنها صورت گرفته به گونه اي جالبتر، موفق تر و هنرمندانه تر مورد استفاده واقع شده است. در اين باره ميتوان موارد مختلف را بيان داشت. بطور مثال گنبد را در نظر بگيريد كه دست كم از دوره اشكاني نشانه هائي از آن در دست داريم. اين پديده در دوران بعد از اسلام با اتكاء بر تجربياتي كه درباره نحوه برپا كردن آن طي چند قرن بدست آمده بود، چه از نظر جنبه هاي فني و چه از نظر فرم و زيبائي به جالبترين و شكوهمند ترين شكل ممكن برپا گرديد و به اوج ترقي خود رسيد. با انجام يك بررسي علمي مشاهده ميكنيم كه شكلها و طرحهاي مختلفي كه در مسجدها عرضه شده است همگي بشدت متأثر است از فرمها و طرحهاي معماري قبل از اسلام ايران.

تصويري از منار آتشدان فيروزآباد از آثار دوران ساساني. منار فيروزآباد را به اعتباري ميتوان الگوي مناره هاي مسجدهاي اسلامي دانست. كهنترين منار قابل مقايسه با اين اثر منار سجد سامره است.

در آغاز اسلام در برخي نقاط، ديوار سمت جنوب چهار طاقي ها را مسدود ميسازند و سپس محرابي در آن ايجاد ميكنند چنانكه اكثر اين محرابها نسبت به جهت قبله داراي انحراف هستند.

ايرانيان مسلمان بعد از مدتي كه در مقابل چنين محل هايي به ستايش و نيايش خداي خويش مي پردازند دست به خلق مسجدهايي با شبستان گنبد دار مي زنند. الهامي مستقيم از چهار طاقي ها ولي در اندازهاي وسيع تر و با شكوهتر . زيرا كه در مذهب زرتشت بدليل ضرورت افروختن آتش در زير چهار طاقي عبادت در فضاي خارج و مقابل آن صورت مي گرفت ولي در اسلام با توجه به ويژگي انجام فرايض نماز وعبادت ترجيح داده مي شد تا اين مراسم در داخل فضاي معماري صورت پذيرد و از اين رو ضرورت داشت تا بر وسعت بنا بيافزايند.

ايوان:
- ايوان نيز كه يكي از پديده هاي شگرف دوره اشكاني است در پي كار برد وسيع و موفق آن در معماري ساساني، در دوره اسلامي همچنان مورد توجه قرار مي گيرد و براي محل عبادت تابستاني بيك اعتبار و براي شكوهمند تر ساختن هر چه بيشتر شبستان گنبددار به اعتباري ديگر به مقابل شبستان هاي گنبددار افزوده مي شود. چيزي كه بطور دقيق چه از نظر پلان و چه از نظر نحوه اجرا ، در دوره ساساني شاهد نمونه هاي جالب و چشم گير آن هستيم.

پل شهرستان، اثري شكوهمند از دوران ساساني كه در زمانهاي مختلف مورد مرمت قرار گرفته و همچنان با وجود گذشت زمان برپا مانده است. اين پل و پلها وسدهاي ناحيه شوشتر نشانه هاي جالبي از هنر و تكنيك معماري و ساختمان واحدهاي آبي در دوران ساساني بشمار ميرود. طرح و جنبه هاي فني بكار گرفته شده در اين آثار با برخي تغييرات در پل سازي و سد سازي دورانهاي بعد از اسلام ايران مورد استفاده قرار گرفت.

مسجد هاي چهار ايواني : استحضار داريد كه شاهكار مسجد هاي ايراني را مسجد هاي چهار ايواني ميدانند ، زيرا جالب ترين و پر جذبه ترين فضاهاي معماري مربوط به مساجد را در اين گروه مي توان مشاهده كرد . طرح اين مسجد ها و مدرسه هاي چهار ايواني تمامي بر اساس پلان كهن صحن هاي چهار ايواني مربوط به دوره اشكاني و ساساني و حتي قبل از آن در زمان هخامنشي ، بنياد گرفته است.

تزيين معماري : در زمينه تزيين نيز با هيچ پديده اي در دوره اسلامي بر خورد نمي كنيم كه سابقه اش به قبل از اسلام باز نگردد. در اين باره يكي دومورد را بعنوان شاهد مثال ياد مي كنيم .

هنر كاشيكاري كه در بخشي قابل توجه از هنر معماري بعد از اسلام ايران شاهد اهميت و زيبايي چشم گير آن هستيم ، پديده ايست با يك پشتوانه قوي در معماري دورانهاي كهن ايران نظير عهد هخامنشي و دوران ايلامي .

همچنين شاهكار هاي درخشان و پر جاذبه هنر گچ بري بعد از اسلام در ايران چه از نظر تكنيك و نحوه كاربرد واجرا و چه از نظر بخشي عمده از نگاره ها و نقش ها بر هنر گچ بري غني و وسيع دوران ساساني متكي است . بنابراين ملاحظه مي فرماييد چنانكه گفته شد بخش عمده اي از پديده هاي اساسي و بنيادي معماري دوران بعد از اسلام در ايران و ديگر سرزمين هاي اسلامي متكي است بر آنچه كه در دوران پيش از اسلام در فلات ايران خلق شده ، مورد استفاده قرار گرفته ،در جريان اجرا تكامل يافته و به دوران بعد از اسلام انتقال يافته است.

حال با توجه به آنچه كه بدان اشاره رفت اگر بخواهيم به اين بپر دازيم كه فضاي معماري ايران در دوران اسلامي با دوران ساساني چه تفاوتي را عرضه مي كند و نقش اسلام به عنوان دين و آيين چه بوده، مساله ايست كه بدون داشتن فرصت لازم براي توضيح و توجيه آن بخود اجازه نمي دهم تا به آن وارد شوم و به آن بپردازم . و روشن سازيم كه تفاوت هاي ميان جامعه ايران بعد از اسلام و پيش از آن چيست و نمود هاي فرهنگ ايراني در اين دو زمان چه اختلافهايي را عرضه مي سازد و بالاخره اينكه اين تفاوتها و اختلافها تا چه حد حاصل عامل مذهب و وابسته به آنست . در پي چنين بررسي و تجزيه و تحليل است كه خواهيم توانست در باره پديده هاي معماري بعداز اسلام ايران به گفت وشنود بنشينيم وپرتو اسلام را در آن جستجو كنيم .

سد و پل ‹‹بند امير›› ازشاهكارهاي دوران عضد الدوله ديلمي در فارس. نمونه اي زيبا و جالب از ادامه سنت معماري سد سازي و پل سازي عهد ساساني در دوران بعد از اسلام ايران.

- از آنجا كه بحث ما فراوان بطول انجاميد و فرصتي چندان در پيش نداريم، سخن را به پايان مي برم و به منظور تشريح و توجيه بيشتر امر به نشان دادن تعدادي اسلايد مي پردازم. دسته اول آنهايي كه به گونه اي به متن صحبت مربوط مي شوند و دو ديگر تعدادي اسلايد مربوط به شهر يزد به منظور نشان دادن زيبايي هاي معماري سنتي و بومي آن از يكسو و ويرانگري ها و بي سليقگي هاي مربوط به شهر سازي و معماري سي،چهل سال اخير آن.

‹‹پاورقي ها››
1- نوشته حاضر مطالبي است استخراج شده از نوار سخنراني كه در سال 2535 در هفته ايران باستان ايراد گرديد.



قطعه اي از يك تزيين گچ بري عهد ساساني نصب شده در موزه ايران باستان.
طرحهائي چون: پرنده – خوشه انگور و برگ تاك، طرحهائي هستند كه در گچ بريهاي دوران بعد از اسلام ايران نيز همچنان بكار گرفته شده اند. تصويري از محراب گچ بري مسجد جامع نائين. شيوه گچ بري محراب و زير قوستهاي مسجد نائين گذشته از جنبه اجرا و تكنيك از نظر بكار گرفتن نگاره هاي تزييني چون: نقش خوشه انگور و پيچك ها – ‹‹ مدايون›› هاي دايره شكل و چند ضلعي و … معرف ادامه هنر گچ بري عهد ساساني همراه با نو آوري هاي خاص سده چهارم هجري است. تصويري ديگر از يك طرح گچ بري بدست آمده از قصر ساساني دامغان.
تصويري از يك طرح گچ بري مربوط به تزيين بنائي از دوران ساساني كه در ‹‹چال ترخان›› ري بدست آمه و در موزه ايران باستان نگهداري مي شود.




چاپ این مطلب |ارسال این مطلب | دفعات بازديد 551 |

 


اشتراك در خبرنامه
آخرين خبرهاي اين سايت را در صندوق پستي خود دريافت كنيد
پست الكترونيك:



لينكهاي مرتبط


ورود به سايت




 


 مشكل در ورود به سيستم؟
 كاربر جديد؟ !عضو شويد


نظر سنجي

نظر شما در رابطه با سايت الكترونيك معاونت معماري و شهرسازي چيست؟

[ نتايج | نظرسنجي ها ]

آراء: 18
نظرات: 174



كاربران بر خط
maghrebi-cultur...

کاربر ميهمان خوش آمديد
در حال حاضر 73 کاربر ميهمان و 1 كاربر عضو برخط

صفحه اصليارتباط با ما | چارت معاونتنقشه سايت | پرسش هاي متداول

Copy Right 2007 :: mashhad.ir